
خانم عزت خلیفه زاده (شاعر دو پیرهن جلوتر از خودم) در شعر خوانی قاصد روزان ابری

منبع : سنگلاخ دوم
۱)
قبل از رسیدن خودت و فرصت بروز
از ابرهای گل کلمی چادری بدوز
بعداً خودت بیا و بینداز بر سرم
(اما نه روی روسری و دامن و بلوز
روی شب سفید لباسی که سالهاست
آن را به هیچ وجه نپوشیده ام هنوز)
تا توی رقص بندری شهر حل شویم
دست کمش برای همان یک شبانه روز
هی برگ می زنم که میان نوشته هات
ردی بیابم از خودم و قدرت نفوذ
با چند "فاعلاتُ و مفاعیلُ " ریخته –
روی ترانه هات معمایی از عروض
این دختر بدون تو عمریست هم چنان
کز کرده توی روسری و دامن و بلوز
2)
سر در گم است قافیه ام بین خوب و بد
نه! مثل این که "خوب" ردیفم نمی شود
*
رویای ناتمام تو را دوره می کند
یک داستان واقعی غیر مستند
یک داستان که شخصیت اولش هنوز
آمیزه ایی ست از تو شیطان و دیو و دد
بیرون این تراژدی خط نخورده ات
چشم تو روی واژه ی "دل" کار می کند
تا چشم می شوم که تو را .. طرح یک غیاب
گل می کند در تمام آینه های تمام قد
*
تا بوده است پاسخ "روباه" داده ای
این دفعه را جواب بده " شیر یا اسد؟ "
|
+| نوشته شده توسط
علیرضا کبگانی در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385
|