پنجشنبه اول مرداد رو پیش بچه های کازرون بودیم و شعر خوندیم و شعر شنیدیم.مراسم توی فرهنگسرای شهید مردانی کازرون برگذار شد و هنرمندای کازرونی هم که مثل همیشه مهمان نواز و پر شور.
تو این پست شعری از خانم بصیرت رو می ذارم.
ياد سهراب و اتاق آبي
گيس روياي مرا مي بافد
و مرا مي برد آن جا كه خيال
پر پرواز من است
و همان جاست كه من مي بينم
كه چه فرقي است
ميان من و شعر سهراب
او وضو با تپش پنجره ها مي گيرد و من از حادثه پشت همين
پنجره ها مي ترسم
كاش مي شد شعرم و نگاهم به جهان
مثل او زيبا بود
ولي افسوس كه دنياي خيالم
خاليست !
« فاطمه بصيرت »
|
+| نوشته شده توسط
علیرضا کبگانی در دوشنبه پنجم شهریور 1386
|