با سلام خدمت دوستان عزیز
شعری از علیرضا کبگانی
بوسه ام را عریان ببوس
- دارم از یک روز برفی حرف می زنم وقتی نیستی-
وقتی هیجان
با دست های تو
روی موهایم پخش می شود
با من بزرگ می شود
و من در دست هایت
حنجره ام را جا می گذارم
**
سخت است
وقتی با چشم های قرمز می خندی
و ما
ساعات مشترکمان را
در پیاده رو درد می کشیم
و من دارم شک می کنم
وقتی به تو نزدیکم
کدام طرف خیابان ایستاده ام
**
تو با دست هایت
شکل برگ های زرد را در می آوری
و من
در دست هایت حنجره ام را جا می گذارم
|
+| نوشته شده توسط
علیرضا کبگانی در پنجشنبه یکم آذر 1386
|