
شعری از آقای عزت الله بهمنی
خواب از ابتدای تو
خواب تر از نگرانی ات
که فاجعه از حریم می گذرد
تا از شقیقه و پوستم بنشیند.
من خواب دفن ماهی ها هستم
از صدای شکستن پارچ
که بند ها از مثلث برمودا نوشته ام
و کوهها
به اقیانوس ها باریده ام.
این صدای ناقوس«وانک» نبود
که من را بیدار کرد
ونه شیهه ی اسب ناپلئون
که از طپش کرستینای گم نام
دور می شد.
هوا از چگونه ی تو می آید
از پاره ی باکره گی ات
که در مشت من
هزار زن ِ گرفتارِ گودال ِ تا گلو
هیچشان
به زیبایی ابلیس نرفته بود.
من با گوش های خودم/کر رفتم
با گوش های خودم/خواب دیدم
با گوش های خودم/ شنیدم
که خون سنجاب ها
به دسته های خاکستری می ماسید
و تو از شنبه
تا شنبه
من را در خودت فرو می کردی
و
وای بلندِ شنبه ی بعد
که صدا می آمد از نگرانی ات
تا شقیقه ام عبور کند از خواب.
آثار دیگر از آقای بهمنی را در وبلاگ ایشان بخوانید : نبش قبر
همچنین برای خرید کتاب « آواره ی زنی با گیس های بریده ام » از ایشان به سایت آدینه بوک مراجعه فرمایید
آدرس خرید اینترنتی کتاب آواره ی زنی با گیس های بریده ام
