-آدینه ادبی گناوه ،عصر هر جمعه در محل مجتمع فرهنگی و هنری ،واقع در خیابان ساحلی جلسه برگزار میکند و پذیرای همه ی دوستان اهل قلم و دیگر دوستان علاقه مند به شعر و داستان می باشد.
این جاست زادگاه من این شهر موج خیز كارام خفته بر لب درياى بيكران بر پاش بوسه مى زند امواج دمبدم بر گرد او غريو كشان بحر هر زمان
اينجا خليج فارس به آرايشى بديع پر چين و پر شكنج و خروشان و موجدار گاهى خموش و نرم رود جذر و مدّ كنان گاهى هراس آور و جوشان و بى قرار
موجى به سنگ خورده شود پخش در هوا چون دانه هاى باران در جنبش نسيم آرام قطره هاش چو لغزد به صخره، باز ماند به اشك كودك درمانده يتيم
.... اين بچه هاى بندر، اين مردهاى مرد اين دختران با نمك شادى آفرين اين مردم نجيب و پر احساس و گرمجوش همشهريان همدل و با جان من قرين
جانم فداى هر وجب خاك پاك آن اين شهر آرش من و اين شهر كاوه است اين زادگاه دختر احساس شعر من اين بندر عزيز من اينجا گناوه است
از دوستان خوب آدینه بخاطر دیر بروز شدن آدینه در سال جاری معذوریم.
مسعود کبگانیان
((لبه ی شکسته ی لیوان))
بین تیک و تاک ایستاده ای
و متن سفید را
دور می زنی
بین پایان ِ باز یک رمان
که شخصیت اش را به امان خدا ول می کند
و راوی کم حافظه
پشت میز بیلیارد
تیک تاک تاک تیک تیک تیک
تیک
حضور غایب ات
بین لب و هورت ِ چایی شکسته می شود .
((بی خوابی))
بی خوابی همین جور توی رختخوابم افتاده و از این گوشه ی تختخواب خودش را می کشد آن گوشه . جایی ، هر جایی که باشم مرا گیر می آورد . این اواخر بیشتر . زمانی بی خود دنبالم گشته بود و انگار دیده بود من به مفتی هم گیر می آیم و همین بود که دیگر نرفت .