وارد امامزاده سلیمان می شوی.آنجا که مرقد امامزاده سلیمان بن علی از نوادگان امام سجاد(ع) است و آرامگاه همشهریان آدینه و تلختر از همه اعضاء آدینه.شاید کسی باور ندارد که آدینه تاکنون دوتا از اعضاءجوان و ،فعال و آینده دار خود را تا کنون به امامزاده سپرده است،دوتا از اعضاء که یکی از آنها جواد خدری است که برای پیوستن به امامزاده ریاست انجمن را واگذار کرده و دیگری عذرا حیدری که او نیز زود رفت تاچاپ سپیدهایش به ما واگذار شده باشد.
وارد امامزاده سلیمان می شوی.شاعر هستی و اینجا هم چشم هایت می روند تا شعر بخوانند،هرچند ازاین شعرها غیر از آه دردناکی برنمی خیزد.شاید اینجا دیگر شعرها تو را سبک نمی کنند،شاید اینجا شعرهایی را گرد آورده اند که فقط تو را متاثر و اندوهگین می کند.شعرهایی که اغلب تکراری و مشابه هستند.می گویند بیشتر شعر های اینجا و همچنین شعرهای مزار شهدا سروده ی ایرج شمسی زاده(شاعر همشهری که در شعر محلی سکاندار استان می باشد) هستند.و شاید تنها سه تا قبور هستند که شعر صاحب قبر روی آنها حک شده است:
یکی از آنها سنگ قبرعلی کرم خلیفه زاده (پدر بزرگ دو تا از اعضاءآدینه)است با این دوبیتی ،کمی دست راست در غربی امامزاده(امامزاده نام جا افتاده ی گورستان فعلی گناوه می باشد)
عزیزان عمر آدم در شتاب است شدم پیر و دگر حالم خراب است
دوان "عادل "چو تشنه در پی آب گمانم آب می بینم سراب است
چند قدم که از سمت راست به سمت مشرق (قبله)می روی آرامگاه جواد خدری است با این غزل:
بخوان پرنده غمگینم ،غزل برای تو آسان است
بخوان پرنده که خاموشی زبان سنگ و درختان است
بخخوان ترانه ی محزونی که عشق شعله کشد از خاک
مگر ترانه ی غمگینت کم از ترانه ی باران است؟
پرندگان همه کوچیدند به سمت روشنی و آواز
پرندگان همه کوچیدند،شب است و شهر بیابان است
واما،تنها قبری که شعر سپید روی آن حک شده است با فاصله چند قبر دست چپ همان در غربی،قبر عذرا حیدری است با این سپید:
"مرگ"
تو اشتیاق منی
بی آنکه گیسوانم را بنوازی
ویک روز
که تمام زخمهایم
تورا می سراید
در التهاب یک بوسه خواهی ام دزدید
وارد امامزاده سلیمان می شوی .آنجا که حالا دیگر مملو از قبور ی است که هر کدام بدون نظم خاصی جایی واقع شده اند و گذشتن بین قبور مشکل .به خصوص عصر پنج شنبه ها.
امامزاده سلیمان هنوز هم تنها قبرستانی است که مردم مرده هایشان را به آن می سپارند ۰هر چند سه چار سالی می شود "بهشت رضا" در بیرون شهر دایر شده،و لی تا جایی که امامزاده جوابگو باشد،باید به بی نظمی های قبور آن اضافه شود. و اما علیرغم پیشنهاد هنرمندان قبل از احداث بهشت رضا برای تخصیص قطعه هنرمندان، - به خصوص در جلسه ای که مختص دیدار هنرمندان گناوه با نماینده ی وقت استان در مجلس بود - هنوز هم مسئولین برای انجام آن طرحی نداده اند !امیدواریم به زودی به جای اینکه هنرمندان گناوه در آرزوی قطعه هنرمندان باشند ،قطعه هنرمندانی ذاشته باشیم که در آرزوی هنرمندان بماند و بماندو...
راستی کدام یک از ما می دانیم شعر سنگ قبر ما چه خواهد بود؟
کل نفس ذائقة الموت الا نفسها
|
+| نوشته شده توسط
عزت خلیفه زاده در شنبه چهارم مهر 1388
|