تبليغاتX
انجمن ادبی شهرستان گناوه
 خبرهای تازه از انجمن آدینه ادبی
خبر های جدید:

۱-انجمن آدینه درروز شنبه چهارم مهر ماه مهمان انجمن ادبی قائمیه  شدند.که شاعران  هر دوانجمن به خوانش اشعار خودپرداختند.

در ادامه  آن شاعران و داستان نویسان قائمیه هم روز جمعه دهم مهردعوت آدینه را با حضور خود پاسخ دادند . در این جلسه هم شاعران به خوانش اشعار پرداختند و داستان یکی از اعضای انجمن   قائمیه هم خوانده شد و مورد نقد قرار گرفت.در این جلسه با کتاب تازه منتشر شده ی مجید دشتی زاده ،(گوش ماهیها و کلمات مرده در زیر آفتاب) و کتاب  "من ملوان خوابهای خودم هستم"   اسماعیل علیپور  از مهمانان پذیرایی شد.

 

۳-اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گناوه با همکاری انجمن ادبی چهار روستایی شب شعری بمناسبت بزرگداشت حافظ در تاریخ 16/7/88 در مدرسه شهید رضایی روستای چهار روستایی برگزار نمودند.
به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گناوه در این شب شعر معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و شاعران خوش ذوق گناوه ای و گروه موسیقی اصیل انجمن موسیقی حضور داشتند.

گفتنی است شاعرانی که در این شب شعر بمناسبت بزرگداشت روز حافظ شعر خوانی نمودند به شرح ذیل می باشد :
( آل مجتبی و اسلام پذیر از کازرون – شرافتی از برازجان – سید طالب هاشمی استان فارس – رحیم زاده از گناوه – بحرینی و همت زاده- محمود نژاد از بندر ریگ  و خانم ها امیری و کبری همت زاده از چهارروستایی- تهمینه آقاجاری و راضیه آقا جاری و معرف از آقاجاری ) .

۴-پنج شنبه بیست و سوم    مهر هم شب شعری در بندر ریگ تحت عنوان (گرامیداشت اهل قلم بندر ریگ ،یادواره مرحوم  محمدرضا خرم،شاعر بندر ریگی )برگزار شد. این جلسه با حضور پررنگ مسئولین استان،آقای شفیعی (رییس کل ارشاد بوشهر)آقای یزدان شناس(فرماندار محترم گناوه)و آقای محسنی (رییس ارشاد گناوه)و بخشدار بندر ریگ  ،در کنار شاعران کازرون ،برازجان ،دیلم و گناوه و هم چنین بندر ریگ برگزار شد. 

مرحوم محمد جواد خرم یکی از شاعران بندر ریگ بوده است که انجمن ادبی بندر ریگ شعر های این شاعر را بصورت کتابچه در آورده و در اختیار مردم قرار دادند.
در این بزرگداشت شاعرانی همچون  محمد محمودنژاد، عدنان عزیززاده ، محمدرضا باوری پور، احمد باوری پور از ریگ و  آقای خدری و عزت خلیفه زاده از گناوه و  آل مجتبی و اصلاح پذیر و احمد رئیس و حاجی حسینی از کازرون و راضیه راستی نسب و افسانه رضازاده از برازجان و سوسن حیاتی از دیلم به شعر خوانی پرداختند.
ضمناً گروه موسیقی اوای ایلیا  بندر ریگ  در این مراسم به اجرای برنامه پرداخت در پایان مراسم  از شاعران برسم یادبود تقدیر و تشکر گردید

واما باهم  دو شعراز کتاب  مجید دشتی زاده را می خوانیم:

 

۱)عصر در گوشه حیاط

کودک سرگرم بازی است

ناگهان

من

عروسک را می دزدم

۲)سنگی بردار

پرت کن

 من

آنجایم

 

۳) تو زیر نور

موهای صورتت را در می آوردی

که تیر بر جان عزیزت نشسته بود

تا جای زخم زیر نور پیدا بود

موهایت را

شانه می کردی

باد

خاکستر آورده بود

یال اسب سفید روی خرمن ریخت

باران می بارید

تو جوان بودی

آن سال پدر شراب را فروخت

آیینه خریدیم و گل

تاجای زخم زیر نور پیدا بود

دست هایت می لرزید

یال اسب سفید را شانه می کردی

در باد

گل سرخ

کنار تفنگ پدر خشکیده است

جای زخم زیر نور پیداست

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388  |
 امامزاده سلیمان بن علی (ع)و آدینه ادبی
وارد امامزاده سلیمان می شوی.آنجا که مرقد امامزاده سلیمان بن علی از نوادگان امام سجاد(ع) است و آرامگاه  همشهریان آدینه  و تلختر از همه اعضاء آدینه.شاید کسی باور ندارد که آدینه تاکنون دوتا از اعضاءجوان و ،فعال و آینده دار خود را تا کنون به امامزاده  سپرده است،دوتا از اعضاء که یکی از آنها جواد خدری است که برای پیوستن به امامزاده ریاست انجمن را واگذار کرده و دیگری عذرا حیدری که او نیز زود رفت تاچاپ سپیدهایش  به ما واگذار شده باشد.

وارد امامزاده سلیمان می شوی.شاعر هستی  و اینجا هم چشم هایت می روند تا شعر  بخوانند،هرچند ازاین شعرها غیر از آه  دردناکی برنمی خیزد.شاید اینجا دیگر شعرها تو را سبک نمی کنند،شاید اینجا شعرهایی را گرد آورده اند که فقط تو را متاثر و اندوهگین می کند.شعرهایی که اغلب تکراری و مشابه هستند.می گویند بیشتر شعر های اینجا و همچنین شعرهای مزار شهدا سروده ی ایرج شمسی زاده(شاعر همشهری که در شعر محلی سکاندار استان می باشد) هستند.و شاید تنها سه تا قبور هستند که شعر صاحب قبر روی آنها حک شده است:

یکی از آنها سنگ قبرعلی کرم خلیفه زاده (پدر بزرگ دو تا از اعضاءآدینه)است با این دوبیتی ،کمی دست راست در غربی امامزاده(امامزاده نام جا افتاده ی گورستان فعلی گناوه می باشد)

عزیزان عمر آدم در شتاب است                             شدم پیر و دگر حالم خراب است

دوان "عادل "چو تشنه در پی آب                           گمانم آب می بینم سراب است

چند قدم که از سمت راست به سمت مشرق (قبله)می روی آرامگاه جواد خدری است با این غزل:

بخوان  پرنده غمگینم ،غزل برای تو آسان است

بخوان پرنده که خاموشی زبان سنگ و درختان است

بخخوان ترانه ی محزونی که عشق شعله کشد از خاک

مگر ترانه ی غمگینت کم از ترانه ی باران است؟

پرندگان همه کوچیدند به سمت روشنی و آواز

پرندگان همه کوچیدند،شب است و شهر بیابان است

 

واما،تنها قبری که شعر سپید روی آن حک شده است با فاصله چند قبر دست چپ همان در غربی،قبر عذرا حیدری است با این سپید:

"مرگ"

تو اشتیاق منی

بی آنکه گیسوانم را بنوازی

ویک روز

که تمام زخمهایم

تورا می سراید

در التهاب یک بوسه خواهی ام دزدید

وارد امامزاده سلیمان می شوی .آنجا که حالا دیگر مملو از قبور ی است که هر کدام بدون  نظم خاصی جایی واقع شده اند و گذشتن  بین قبور  مشکل .به خصوص عصر پنج شنبه ها.

امامزاده سلیمان هنوز هم تنها قبرستانی است که مردم مرده هایشان را به آن می سپارند ۰هر چند سه چار سالی می شود "بهشت رضا" در بیرون شهر دایر شده،و لی تا جایی که امامزاده جوابگو باشد،باید به بی نظمی های قبور آن  اضافه شود. و اما علیرغم پیشنهاد هنرمندان   قبل از احداث بهشت رضا برای تخصیص  قطعه هنرمندان، - به خصوص  در جلسه ای که مختص دیدار هنرمندان  گناوه با نماینده ی وقت استان در مجلس بود - هنوز هم مسئولین برای انجام آن طرحی نداده اند !امیدواریم به زودی به جای اینکه هنرمندان گناوه در آرزوی قطعه هنرمندان باشند ،قطعه هنرمندانی ذاشته باشیم که  در آرزوی هنرمندان بماند و بماندو...

راستی کدام یک از ما می دانیم شعر سنگ قبر ما چه خواهد بود؟

کل نفس ذائقة الموت الا نفسها

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در شنبه چهارم مهر 1388  |
 دو داستان از ارژنگ دشتی زاده
۱)

من و خانواده ام با اتوبوس به مسافرت می رفتیم.دیگر شب شده بود.من خواب وحشتناکی دیدم از خواب پریدم،پایم به لیوان شربتی که روی دسته صندلی بود خوردو شربت ها روی صورت مردی که کنارمان نشسته بود ریخت.مرد از خواب بیدار شد.من قایم شدم.تازه!این اول خرابکاریهایم بود.همان موقع رفتم آب بخورم،اتوبوس از روی مانع ها رد می شد و تکان می خورد،خلاصه یک لیوان آب را روی نصف مسافر هاریختم  .صبرکنید!برای مسافرهای دیگر هم نقشه دارم.!نصف دیگر را وقتی رد می شدم با آرنجم می زدم توی صورتشان.به شیر که رسیدم دیدم دندانم خیلی لق شده است.در راه می خواستیم دوغ محلی بخریم پیرزن دوغ فروش تا دو ساعت برایمان تعریف می کردکه با چه زحمتی این دوغ ها را درست می کند.پیرزن در همین حرفها بودکه من چشمم به نخی افتاد.خواستم بروم با نخ دندانم را بکنم ناگهان دستم به بشکه دوغ خوردو همه ی دوغها وسط خیابان ریختند.پیرزن بیچاره چشمش به یک موتوری افتاد و هر چه فحش در دهانش داشت به موتوری داد.من همان موقع به سمت اتوبوس  فرارکردم و آمدیم گناوه.

داستان بالا از داستانهای ارژنگ دشتی زاده است که دارد به کلاس پنجم می رود. این داستان که از روی پیش نویس او نوشته شده را روز   که قول داده بودم ،اینجا بزنم از او گرفته بودم .و حالا ترجیح دادم بدون تغییر اینجا بنویسمش.ارژنگ  معمولا خاطره هایش را با زبان طنز مخصوص خودش می نویسد  و ذهنیت وقلم خوبی دارد . با اینکه دوره دبستان است ولی خیلی رک و صریح هر چه خواست  می نویسد،و هیچ یک از حرفهایش را سانسور نمی کندعباراتی مثل (هرچه فحش دردهانش داشت )و یا پرداختن به همین موتور سوار بدون بیان اینکه پیرزن گمان کرده او دوغ ها را ریخته ،نوید های خوبی  می دهند البته اگر....

 

۲)

من با مادر و خواهرم به بازار رفته بودیم.هر جه به مادرم گفتم برایم اسباب بازی بخر،می گفت گران است،می رویم جای دیگر.گفتم باشه و حرکت کردیم .در بازار چشمم به یک اسباب بازی افتاد . به مادر گفتم بروم قیمت اسباب بازی را بپرسم ؟گفت : برو.قیمتش خیلی ارزان بود.سرم را برگرداندم دیدم آنها نیستند.در بازار سرگردان شده بودم.چند بار مادرم را دیدم به او نزدیک شدم ،ولی خودش نبود!ناگهان مردی مهربان به من گفت :کوچولو !گم شدیه؟گفتم بله .گفت بیا در مغازه ام بمان تا مادرت بیاید.ماندم. دیگر شب شده بود.آن مردبه من گفت دیگر شب شده و می خواهم مغازه را ببندم..من تنها در بازار مانده بودم.دیگر از شدت ترس و ناراحتی خودم را به در ودیوار می زدم و می گفتم دیگر هیچ چاره ای ندارم.ناگهان نور چراغیی را از دور دیدم.نزدیک شدم .روی چراغ یک خط بود .ناگهان چراغُ زبان و چشم و گوش در می آورد.من زیاد نترسیدم.چراغ به من گفت  تو تنها بچه ای هستی که از من نمی ترسی .با اودوست شدم. بعد از اینکه کمی پیش او ماندم ا.به من گفت دیگر باید بروی خانه  ات،تلفن هم دست راستت است.من هم زنگ ردم خانه و آمدند و مرا به خانه بردند.

 

داستان های بالا از داستانهای ارژنگ دشتی زاده است که دارد به کلاس پنجم می رود. این داستان ها  که از روی پیش نویس او نوشته شده  راترجیح دادم بدون تغییر اینجا بنویسم .ارژنگ  معمولا خاطره هایش را با زبان طنز مخصوص خودش می نویسد  و ذهنیت وقلم خوبی دارد . با اینکه دوره دبستان است ولی خیلی رک و صریح هر چه خواست  می نویسد،و هیچ یک از حرفهایش را سانسور نمی کند.

در داستان اول عباراتی مثل (هرچه فحش دردهانش داشت )و یا پرداختن به همین موتور سوار بدون بیان اینکه پیرزن گمان کرده او دوغ ها را ریخته است ودر داستان دوم هم  با توجه به ارتباط نزدیک میان ترس و خیال انگیزی ،خیال انگیزی های زیبایی دارد عبارتی مثل:چند بار مادرم را دیدم به او نزدیک شدم ،ولی خودش نبود.

آدینه ادبی برای او آرزوی موفقیت کرده و امیدوار است که از ادامه این راه طولانی و پرمانع خسته نشود....

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  |
 تبریک
انجمن آدینه ادبی  کسب مقام دوم کشوری 

 شاعره جوان و دوست خوبمان خانم کبری

نوشادی رادر جشنواره ی شعر دانش آموزی

کشور تبریک عرض می نماید.

لازم به ذکر است که این دوستمان  سال گذشته نیز رتبه اول کشوررا در همین جشنواره کسب کرده، ضمن این که در هر دو مورد حایز رتبه اول استان می باشد.

وی همچنین صاحب عنوان اول اولین و دومین جشنواره شعر دانش آموزی شهرستان  میباشد.

آدینه ادبی برای این دوست مان و همه ی دوستان کسب آرزوی موفقیت می نماید

به  این دوستمان در وبلاگ  دیوانه بعیدسر بزنید.

 

 به  وبلاگ آمد-رفت حسن فرهادی - دیگر عضو انجمن -که  تازگی صاحب مجموعه غزل(سی سالگی ام را عطش می گیرم)شده است هم سر بزنید.

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  |
 وبلاگ ها و کتابهای اعضای آدینه
۱-معرفی وبلاگ های اعضای آدینه

مسعود کبگانی

علیرضاکبگانی

علیرضا خلیفه زاده(لیراوی)

عزت خلیفه زاده(یادم نداده اند)

حسین جلالپور(من حرف می زنم)

کبگانیها

اسماعیل علیپور(گلوله برفی)

حسین غلامی

عبدالعلی حیدریه

مرتضی ملک محمدی

سامان سپنتا

...

۲-کتاب های منتشر شده ی اعضا

در جشن جنوبي چشمانت (اولین مجموعه ی اشعار غلامحسین دریانورد)

ادکلن و تپه های خاراشتر (مجموعه ی داستانهای کوتاه حسین زارعی-۱۳۸۲چاپ--انتشارات دریانورد)

آواره ی زنی با گیس های بریده ام : (مجموعه ی شعر های سپید عزت اله بهمنی-۱۳۸۲ -انتشارات داستانسرا)

به رقص رقص مولوی :(کتاب اول و مجموعه ی شعر های سپید اسماعیل علیپور-مهر۸۲انتشارات دریانورد)

هفت شهر لیراوی و بندر دیلم (پژوهش تاریخی علیرضا خلیفه زاده - ۸۲ انتشارات شروع)

دوپیرهن جلوتر از خودم(مجمو عه ی  غزلهای عزت خلیفه زاده-فروردین ۸۳-انتشارات داستانسرا)

کمی از دیروز خالی است (مجموعه ی شعر سپید مرحومه عذرا حیدری۱۳۸۴)

زن :کولی قریب (داستان بلند زهره سعدزاده-۱۳۸۴)

من ملوان خوابهای خودم هستم (کتاب دوم اسماعیل علیپور -انتشارات داستانسرا-۸۸)

سی سالگی ام را آتش می گیرم-(مجموعه ی غزلهای حسن فرهادی-انتشارات دریانورد-۸۸)

گوش ماهیها و کلمات مرده در زیر افتاب-(مجموعه سپید مجید دشتی زاده-۸۸)

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388  |
 دو شعر از مهدی بیاتی نسب
۱)

تا این همه

          ابرهای عبوس وحشی

خیال باریدن بگیرد

آب از سرمان گذشته است

۲)

در گلویم گیر کرده ای

نه تاب بالا آوردنت را دارم

نه قورت دادنت را

                                         مهدی بیاتی نسب

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388  |
 عصر شعر مبعث
انجمن آدینه ادبی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان گناوه بمناسبت مبعث پیامبر اکرم(ص )در تاریخ 30/4/88 عصر در تالار هنر عصر شعر مبعث برگزار نمود .
به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناوه، در مراسم عصر شعر مبعث، شاعران انجمن ادبی گناوه و مهمانانی از بندرریگ، چهار روستائی، شهرستان دیلم و شهرستان آقاجاری شرکت داشتند.
در این مراسم شاعرانی همچون حمیده دوستان - علیرضا رحیم زاده - عزت خلیفه زاده -  قاسم اختیاری - مریم درخشان از گناوه،  فرشته کدایی - سعیده رزمجو  از چهار روستایی، راضیه باقر زاده- احمد باوری پور از بندرریگ، نرگس آقاجری - راضیه آقاجری- تهمینه آقاجری - عبدالخدر ناصری پور -   نیلوفر اله قلی زاده  از آقاجاری، سوسن  حیاتی از دیلم به شعرخوانی پرداختند.

در آخر برنامه به رسم یاد بود هدایایی از طرف اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان گناوه به شاعران  اهداء گردید.

منبع

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در جمعه دوم مرداد 1388  |
 من مرده ام صدای من از من جدا شده
من مرده ام صدای من از من جدا شده

پیراهنی شده ست که در گنجه تا شده

در گیر پیر گنجه شده توی قونیه

افتاده زیر پای جهان ردپاشده

این رد پانگیر و برو سوسک می شوی

دمپایی ام به ایده تان مبتلا شده

- به سیب های پست مدرن کنار جوب-

این رد پای سوسک ببین کافکا شده

دور تمام فلسفه راخط کشیده است

وروی خط نشسته خداوند ما شده

پیراهنی که اول این شعر آمده

با فکرهای فلسفی ام نخ نما شده

سگ دو زدیم پشت سر سوسک،کافکا

تنها صدای توست که از من جدا شده

                                                               حسن فرهادی

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 گزارش جلسه انجمن آدینه ادبی در این هفته
سلام

بالاخره این جمعه موفق شدم در جلسه عصر آدینه ادبی شرکت کنم. جلسه این هفته ،جلسه خوب و متنوعی بود.از  آقایان :عمران خرم آبادی(نویسنده)،جهانگیر دشتی زاده(شاعر و نویسنده)،ارژنگ دشتی زاده (پسر دبستانی آقای دشتی زاده که خاطره هایش را خیلی شیرین و صریح می نویسد)مسعود کبگانی(شاعر)،جهانگیر اژدری(شاعر محلی سرا،طنزسراو بازیگر)،مهدی بیاتی نسب(شاعر غزل و سپیدسرا)،آقای عبدالعلی حیدریه(شاعر سپیدسراو منتقد)علی رضارحیم زاده(سپیدسرا) مجید دشتی زاده(سپیدسراشعر )علی  کرمی لیراوی(کلاسیک سرا)واز خواهران زهره سعدزاده(مسئول انجمن)سوده سعدزاده(غزلسراو عضو هیات امنا)معصومه خدری (سپیدسرا)عصمت فرخی (ترانه سرا)روشن ملکی(عضو خردسال و جدید انجمن که شعر هایش کاملا نو است و دایره واژگانی خوبی دارد)و میترا دشتی زاده مهمان آدینه بودند.

ابتدا طبق روال انجمن - که ابتدا اثر نویسندگان نقد می شود- ارژنگ یکی از خاطره هایش را خواند و مورد تشویق همه قرار گرفت.سپس جهانگیر دشتی زاده  داستانش را خواند که کلی بحث به دنباله گرفت بعد از آن یکی از شعر هایش را هم برای نقد روی تابلو نوشت و نقد شد .  به دلیل کمبود وقت شعر خوانی شروع شد و دوستان شعر خوانی کردند .میترا دشتی زاده هم یکی از شعرهای اخوان را خوانش کرد.

دوباره باد

لای موهای کدام

وسوسه زاییده

که دارم روی سرم خراب می شوم

تاتعبیر شود روی پیشانیم خوابت

از من شروع می شود

سری که توی سرها درنمی اورم

تا برود راه

با کفشهای من به جایی نمی رسند

کوچه همان کوچه است

فقط گناه تازه من را به گردن گرفته است

دختران من از خواب انار بلند

           بلند می شوند

تا سرخترین بوسه هایشان را

               از رد لبهای تو بگیرند

کمی دریا برایم بیاورید

            چیزی از غروب به من نمی رسد

۲)بزرگ شده

زیر پیراهنم شکمی

که تو را از سر راه

     دیوانگی های خدا برداشته

ومادر می شوم

برای تمام دخترانی که

به دنیا نیامده اند

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388  |
 اولین موفقیت فرااستانی انجمن ادبی گناوه در سال جدید
 سومین همایش منطقه ای ایثار  در بهبهان و با حضور شاعران استانهای بوشهر،کهگیلویه و بویراحمدو خوزستان  برگزار گردید.در این همایش چهار شاعر از استان بوشهر دعوت شدند که در این میان ،آقای رحیم زاده (نایب رییس انجمن)در زمینه شعر سپید رتبه سوم و عزت خلیفه زاده در زمینه ی غزل رتبه دوم را کسب کردند  .

آرزوی موفقیت بیش تر برای همه و همیشه ی انجمن داریم

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در شنبه نهم خرداد 1388  |
 با مسعود کبگانی

سلام دوستان خوب آدینه!

 از دوستان خوب آدینه بخاطر دیر بروز شدن  آدینه در سال جاری معذوریم.

                                                                                                          مسعود کبگانیان

 

((لبه ی شکسته ی لیوان))

بین تیک و تاک        ایستاده ای

     و متن سفید را    

                 دور می زنی

بین پایان ِ باز یک رمان

که شخصیت اش را              به امان خدا ول می کند

و راوی کم حافظه

        پشت میز بیلیارد

 

تیک تاک     تاک تیک     تیک تیک

                                          تیک

حضور غایب ات 

                     بین لب و هورت ِ چایی     شکسته می شود .

 


((بی خوابی))

بی خوابی همین جور توی رختخوابم افتاده و از این گوشه ی تختخواب خودش را می کشد آن گوشه . جایی ، هر جایی که باشم مرا گیر می آورد . این اواخر بیشتر . زمانی بی خود دنبالم گشته بود و انگار دیده بود من به مفتی هم گیر می آیم و همین بود که دیگر نرفت .

ادامه ی داستان

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  |
 از انجمن
۱-اعضای جدید هیأت امنای انجمن در سال جدید:(با تشکر از اعضای دوره قبل و آرزوی موفقیت برای اعضا جدید و در نتیجه انجمن)

الف) زهره سعدزاده(مسئول انجمن)

۲) حمیده دوستان

۳) سوده سعدزاده

۴)معصومه خدری

۵)علیرضارحیم زاده

 

ب)و باز هم بیست فروردین که روز دوست شاعرمان  عذرا حیدری است ...

ج) سه شعراز سامان سپنتاشاعر همشهریمان که در  مشهد دبیر دبیرستان می باشد.(از کتاب بازی بادکمه توفان)

-شب

در پیراهن ما

آنچنان زایید

که هنوز از آستینمان

کلاغ می چکد

 

-از مد افتاده ام

مثل پیراهنی که هزار بار

نپوشیده باشی

 

-"نمکدان بی نمک شوری ندارد

دل من طاقت دوری ندارد"

چه لطفی دارد آن فنجان خالی

که در آغوش خود قوری ندارد؟

نمک آن گونه می ریزی که گویا

نمکدان تنت توری ندارد

سراپایت نمک ،چشمم نمکدان

به هم جوریم و ناجوری ندارد

بیا و در نمکدانم نمک باش

که چشم بی نمک شوری ندارد

 

 

                                                                                                                                                                                            

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  |
 

سایت سپنج منتشر کرد

آغوش تو پرُ از Captain Black است

دانلود


 

xf0cl5n2c91y8hb7rq9.jpg

آواره ی زنی با گیس های بریده ام

دانلود

راههای همه مضطرب اند

به قاره ایی که در آن تلخی

به دریاچـــه ایی که سینه باستانی ات

از آن شیر می شوید.

هــــوای تو خیس چیدنِ بنفش است

 از صدا و استخوانی کـــه می تراشی.

شهر

تمام شهر

شلوغ اتفاق ساده ی توست

تا به تاخیر بیفتی

در تخیل شوالیه ی مـــرده ات.

 

 

زیبا نبود

پیراهن ات

به رنگ اندلس نباشد بر بند

تا جان ندهی طناب های خسته تر از عکس.

 

 

هوای تو

تابستان را می برد به شباهت

به حس مچاله انگور.

عجیب خسته ام از تـــن

صبح به دنیا می آیم

نمی بینمت حتمــــا.                              

                                 عزت اله بهمنی

                                     

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 
 

سلام دوستان خوب آدینه!

آدینه ادبی عید همه ی دوستا ن را تبریک گفته و سال خوبی برای همه آرزومی کند.

 

من نیستم

گیسوانم را شانه بکشم

خاک می خورد صورتم

حرف نمی زنم که سرت برود

چشمانم مچاله می شود در دستهای...

قلبم روبه روی پنجره

-سطل آشغال جای من نیست

 

باد می وزد

پاهایم فرار می کند

بدون تنم!

                               راضیه خضری

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در شنبه یکم فروردین 1388  |
 دو شعر از علیرضا کبگانی
  در این پست دو شعر از  آقای علیرضا کبگانی قرار می دهیم. آقای کبگانی امسال سال دوم دانشگاه هستند و  در دانشگاه تبریزدر رشته ی ریاضی تحصیل می کند . وی قبل از ورود به دانشگاه از اعضای بسیار فعال انجمن بودو این وبلاگ هم به وسیله ی وی اداره می شد.که به دلیل فاصله گرفتن از شهر و خبرهای روزانه انجمن و به تقاضای  خودم ،فعلا در اداره ی آن با او سهیم هستم .

این روز ها که حال من از بد گذشته است

دلتنگیم برای تو از حد گذشته است

دارم عبور می کنم از هر چه سبز و سرخ

کار من از نباید و باید گذشته است

اینجا که نیستی و مکان بی تو واژه ای است

هر لحظه نیز کند و مردد گذشته است

شاید عبور کرده ای از من بدون من

از دست هام یک رد ممتد گذشته است

یک عمر در قنوت برایت گریستم

اما نیا که از من مرتد گذشته است

این روزها که آخر هر جمله ام تهی است

این روز ها که حال من از بد گذشته است

از بیت ها جنازه ی من را کفن بپوش

مسند علیه مرده و مسند گذشته است

 

۲)

 

 

تداوم نفس بریز در دهانم

                  که گویش خانه انفصال کلمه هایم  است

این بار اگر

                  مجاب نشوم

این بار اگر تو

                   از دلالت متن بلغزی

 نکوهش وقوع

                  نمی ترساندم

 

من اصالت قبیله را گم کرده ام

           و جهان به وقت تو ادا می شود .

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387  |
 شب شعر قامت نور
انجمن آدینه ادبی گناوه با همکاری  حوزهی هنری استالن ،اداره ارشاد شهرو انجمن بانوان گناوه  برگزار می کند:

شب شعر قامت نور

زمان :پنج شنبه ۱۷/۱۱/۸۷ساعت ۱۷ (۵بعداز ظهر)

مکان :تالار هنر

از تمامی علاقمندان دعوت به عمل می آید.

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387  |
 شعری از حمیده دوستان
شعر ی از دوست سپید سرا یمان و از اعضای  فعال انجمن آدینه خانم حمیده دوستان

باز شب

مرد سیاه چرده من

مرا آغوش می گیردو

هیچ غیرتی محرمم نمی شود!

تا زن

که باران خودش را از او شسته

شب دلیل خوبی است

              اما

             غرورم بوی شب می دهد و

                           شب

                         بوی تنفر!

                       تنفری که شبیه توست

                             مرا رها نمی کند

رها نام دختری بود،که یک شب رفت شکار ماهی

                                    برنگشت

                                       که بگوید :"دارم غرق می  شوم"،کمک!"

                                          حالا

                                                از من تا زن

                                              کسی است که شبها وقتی آفتابگردانها در خوابند

                                           می رود شکار

 

       کسی که غرورش بوی شب

       شبی که بوی تنفری شبیه تو

    مرا رها نمی کند

رها نام زنی است که هر شب خواب آفتابگردانهایی را می بیند

                که شبها ماه می پرستند و

                     روز ها خورشید را دور می زنند

       رها نام زنی است

      که خدا نه با اوست

        نه رهایش می کند!    

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387  |
 دومین جشنواره شعر و داستان دانش آموزی شهر
 گزارش  برگزاری دومین جشنواره شعر و داستان دانش آموزی گناوه  

رضي دربندي يكشنبه در آيين اختتاميه دومين جشنواره شعر و داستان دانش آموزي گناوه افزود:از دانش آموزان شاعر و اهل قلم انتظار مي رود با ذهن باز و آزادي كه به يمن انقلاب نصيب كشور شده است به كنكاش، مطالعه و مرور تاريخ انقلاب اسلامي بپردازند و از دستاوردهاي انقلاب در مقابل هجمه هاي دشمن دفاع كنند.

به گزارش ايرنا وي با بيان اينكه انقلاب اسلامي به عنوان حادثه بزرگ قرن به رهبري خردمندانه بنيانگذار جمهوري اسلامي توانست كمر شكسته و قامت فرو افتاده ملت ايران را راست و بلند قامت كند، گفت: اگر چه آحاد مردم در پيروزي انقلاب نقش داشتند اما هنر و هنرمندان بعنوان هدايت گر نقش بسزايي ايفا كردند.

وي اظهارداشت: در طول دوران حيات بشر هنر در ماندگاري اهداف و خواسته هاي انسانها با جلوه هاي زيباي خود نقش حياتي داشت و توانسته است تغييرات و شرايطي را در زندگي انسانها كه خصوصيت جاودانگي دارند، بوجود آورد.

معاون اداره كل فرهنگ و ارشاداسلامي استان بوشهر گفت: شاعران و اهل قلم در هر دوره و زمان توانسته اند با شعر، ديدگاه ونظر حاكمان را تغيير دهند و جامعه را بنحوي تلطيف كنند كه در جهت صلاح و اصلاح جامعه باشد.

وي ادامه داد: دراين راستا شاعران بزرگ ايران زمين كه يكي از سرآمدترين آنها شيخ طوسي مي باشد توانسته اند نقش خود در حفظ دين، زبان و كيان ملي را بخوبي ايفا كنند و امروز نيز آن چيزي كه بدست ما رسيده آثار برجسته اين هنرمندان است.

دربندي با اشاره به اينكه امروزه دنيا به اهميت و ارزش هنر پي برده است گفت: باتوجه به اينكه متاسفانه دشمنان از هنر در جهت تخريب افكار عمومي ملت هاي آزاده جهان بخصوص ملت ايران استفاده مي كند، ضروري است كه با ابزار هنري به مقابله با آنها رفته و ايستادگي كنيم كه رسالت شاعران و هنرمندان و اهل قلم دراين زمينه خطير و سنگين است.

وي افزود: اگر قيام حضرت امام حسين (ع) ماندگار شده و حماسه عاشورا جاودانه مانده است بواسطه كتاب ها و اشعار آثار هنري مي باشد.

در اين آيين فرماندار گناوه گفت : اشعار و آثاري از ماندگار مانده كه بنابر فطرت جامعه سروده شده و براي تمام مقاطع تاريخ هدف گذاري شده است.

تيمور يزدانشناس از انجمن آدينه ادبي اين شهرستان خواست شكوفايي استعداد دانش آموزان را كه بصورت خودجوش و باعلاقه مندي وارد عرصه هنر مي شوند، با هدفمندي و الهام از شاعران بزرگ همچون فردوسي ، سعدي و حافظ شيرين سخن هدايت و برنامه ريزي كنند.

به گزارش ايرنا وي از حركت انجمن آدينه ادبي و اداره فرهنگ ارشاداسلامي شهرستان گناوه در برگزاري اين آيين تقدير كرد و گفت: اميدواريم شعراي جوان شهرستان با آثار پرذوق خود در راستايي پيش روند كه آثار آنها براي احاد جامعه جذاب و مفيد باشد.

دراين آيين رييس اداره فرهنگ و ارشاداسلامي گناوه نيز گفت: فعاليت انجمن آدينه ادبي اين شهرستان چشمگير مي باشد بطوريكه اعضاي آن در سطح كشوري، منطقه اي و استاني افتخارات و موفقيت هاي زيادي كسب كرده اند.

مصطفي محسني خواستار تلاش و پشتكار بيشتر هنرمندان شاعر اين شهرستان در زمينه فعاليت هاي فرهنگي و هنري جهت تداوم كسب افتخارات بيشتر شد.

وي همچنين از خيرين اين شهرستان در حمايت ومساعدت به انجمن آدينه ادبي اين شهرستان تقديركرد.

دبير جشنواره شعر و داستان دانش آموزي انجمن آدينه ادبي گناوه هم گفت: در فراخوان اين جشنواره 24 نفر و بيش از 60 اثر دانش آموزان كه همگي از دانش آموزان دختر بودند جمع آوري شد كه هيات داوران پس از بررسي سه شعر و سه داستان برتر را برگزيد.

مهدي بيات نسب از سهل انگاري دو آموزشگاه اين شهرستان در ارايه آثار دانش آموزان اظهارگله مندي كرد و از همكاري و حمايت هاي مادي و معنوي فرمانداري، اداره فرهنگ وارشاداسلامي گناوه و شركت هديش گستر ليان گناوه و سازمان ملي جوانان استان بوشهر قدرداني كرد.

وي يادآورشد: در بخش شعر كبري نوشادي، زهرا احمدپور و حبيبه فرهادي بترتيب اول تا سوم و در بخش داستان پروين يوسفي اول، فرزانه يوسفي دوم و مينا كوفي سوم شدند.

در اين آيين كه به همت انجمن آدينه ادبي گناوه در تالارهنر اين شهرستان برگزار شد از دانش آموزان برتر اين جشنواره و برترين هاي مسابقات و جشنواره هاي شعر كشوري، منطقه اي و استاني تجليل بعمل آمد.

معاون اداره كل فرهنگ وارشاداسلامي استان بوشهر به نفرات اول تا پنجم جشنواره يك ديوان نفيس، به شاعردانش آموز حبيبه فرهادي بخاطر شعر حماسه دفاع مقدس معادل 500 هزارريال كتاب، به مسوول انجمن ادبي 20 جلد كتاب، به اعضاي انجمن ادبي دو جلدكتاب و به تمام مدارسي كه در جشنواره شركت كردند 150 جلد كتاب براي كتابخانه هاي آنها اهدا كرد.

منبع:http://www2.irna.ir/10/news/view/menu-1016/8710086403193800.htm

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در یکشنبه هشتم دی 1387  |
 
سلام دوستان خوب آدینه

آمدیم با  بعضی ازخبر های گوناگون از انجمن و فعالیت ها و موفقیت های بچه ها

۱-جشنواره شعر دانش آموزی با تلاش خوب دوستان آدینه  در آستانه برگزاری  می باشد 

 زمان برگزاری  شنبه  هفتم دی ماه  ساعت سه بعد از ظهر میباشد

۲-در آذر ماه بچه های آدینه و بچه های انجمن ادبی دیلم دوبار متقابلا مهمان هم بودند و به شعرخوانی اشعار طرفین پرداخته شد

۳-در نخستین همایش شعر و مقاله اجتماعی که با همکاری نیروی انتظامی استان و انجمن شعر و ادب بوشهربیست و هفتم آذردر بوشهر برگزار شد در رشته مقاله آقای حسن فرهادی از انجمن آدینه در رشته تحقیق و مقاله اجتماعی  اول شد و بنده  نیز(عزت خلیفه زاده) رتبه اول شعر را کسب  کردم .(ضمن دریافت سکه تمام بهارآزادی)-  همچنین آقایان حسین کمالی و شاعر پیش کسوت انجمن ،حاج غلامرضا ریوفی نیز جزء سی نفر برگزیده اعلام شدند

۴-آقایان جهانگیر اژدری و حسین غلامی در همایش محلی گپ دل که دربیست و هشتم آذردر  بهبهان برگزار شد  جزء برگزیدگان نهایی اعلام شدند

۵-آقای  اردلان تاجدینی رتبه ی چهارم  داستان کشور در مشهد مقدس را به دست آوردند

۶-..

و اما یک غزل از آقای حسین غلامی شاعردوبیتی سرا و غزلسرا  و عضو هیئت امنای انجمن که  هنوز  اول  حرفهای نگفته است

(۱)

شبها  اگر چه قلب هماهنگ می زند

در روز وقت دیدن تو لنگ می زند.

 در گیر و دار مبهم ایام زندگی

تنها خیال توست به من زنگ می زند

.درانتظار آمدن و با تو بودنم

اما چرا خیال دلم زنگ می زند.

گفتی که بی تو از نفس افتاده ام ولی

 تنهابرای من دل تو سنگ می زند.

 من هستم  و تو غایب هر لحظه حضور

فکرت عجیب بر من و دل رنگ می زند.

رنگی شدم به  دست تو حرفی نمی زنم

حالا اگرچه عشق تو بی رنگ می زند.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387  |
 

مرا تلنگر یادت بس

تا گیتار غزلی بردارم

و زیر پنجره ماه برنیامده

تا سحر بنوازم                        منوچهر آتشی

 

 

 

 واما این بار یک غزل تازه از تنور دراومده از خودم

دارند روی سقف تو کابوس  می تنند

بیجان ترین لغات که در بستر منند

هم بستران بی تن و  و بی شکل و نام من

آمیزه ای از آتش و مرد و تو و زنند

در آرواره های تو افتاده ام و هی

اجزام را به دور خودم  می پراکنند

خورشید را به قافیه های تو راه نیست

تا پرده های پنجره ات سنگ و آهنند

بیرون؟ هوا ی شب به همین شکل ابری است

ماه و ستاره ها همه"تاریک  "روشنند

 آوار چند ساله ی شبهای قهوه ای است

بر روز های من که تو را رنگ می زنند

لعنت به روزها به شب ختم می شوند

لعنت به روزها که پراز هول رفتنند

اضلاع و گوشه های تو صبحی که خط خطی است

این شهر را بدون تو بیدار می کنند

مردی که گاه با من و بی من نبوده را

بعد از تو روی زندگی ام وصله می زنند

                                                                             عزت خلیفه زاده

 امیدوارم نخواهید از نقد ها و نظرات سازنده تان بی نصیب بمانم

 

شاعران عضو انجمن آدینه ادبی گناوه لطف کنند چند نمونه از اشعارشان را به مسئول روابط عمومی انجمن آقای علیرضا رحیم زاده تحویل دهند تا در مجموعه ی شعر امروز گناوه به چاپ برسد .

علیرضا خلیفه زاده

مسئول انجمن ادبی گناوه

 وب سایت   پست الکترونیک

                                              

       

 

عطر تاره

برنامه زیبای "عطر تاره"که برنامه ای کاملا هنری و زیبا

می باشد و به شعر و ادبیات امروز می پردازد

هر چهار شنبه شب  ساعت ده(پس از برنامه ی

 شونشینی )توسط صدا و سیمای استان بوشهر 

 برگزار می شود. مهمانهای قبلی این برنامه

آقایان :مجید اجرایی،رضا معتمد،علی هوشمند،

صالح دروند،عبداله رییسی و...و خانم الهام مردانی بوده وهفته گذشته هم من مهمان این  برنامه بودم و گویا مهمان این هفته هم سید محمد رضا هاشمی زاده خواهند بود . دیدن این برنامه را به همه ی دوستان سفارش میکنم

 (تاره غلاف وپوشش ی است برای خوشه میوه خرما..وبسیار معطر..که در فرهنگ بومی ما از پوسته معطر آن .عرق.وعصاره انرا جهت شربت آلات میگیرند)

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در جمعه یکم آذر 1387  |
 

شاعران عضو انجمن آدینه ادبی گناوه لطف کنند چند نمونه از اشعارشان را به مسئول روابط عمومی انجمن آقای علیرضا رحیم زاده تحویل دهند تا در مجموعه ی شعر امروز گناوه به چاپ برسد .

علیرضا خلیفه زاده

مسئول انجمن ادبی گناوه

 وب سایت   پست الکترونیک

                                              

       

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387  |
 حضور دوستان کازرونی در آدینه
 در ادامه نشست هاو مهمانیهای دوستانه و شاعرانه ی انجمن ادبی کازرون و انجمن ادبی گناوه ، دوستان خوب کازرونی این بار مهمان آدینه ما بودند ودر محل مجتمع فرهنگی هنری خلیج فارس گناوه جلسه مشترک برگزار شد.

در این نشست ادبی  اشعار  دوستان قرائت شدو انجمن  ها با سبک شعر و شعرخوانی همدیگر آشنا شدند .درپایان جلسه به رسم یادبود کتابهایی از شاعران و داستان نویسان گناوه ای به مهمانان انجمن ادبی کازرون اهداء شد. همچنین یادی شد از حنجره های زخمی مان:عذرا حیدری از گناوه و نجمه زارع از کازرون 

آدینه دیدار همه ی دوستان را منتظر نشسته است

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387  |
 فراخوان دومین جشنواره شعر و داستان دانش آموزی
 

 

 انجمن آدینه ادبی  دومین جشنواره شعر و

داستان  دانش آموزی  شهرستان گناوه  را در

  دو مقطع دبیرستان  و پیش دانشگاهی  برگزار

 می کند .

دانش آموزان عزیز  همشهری می توانند جهت شرکت آثار خود را به مربیان پرورشی  مدرسه  خود و یا انجمن ادبی شهر (واقع در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر)تحویل دهند.

موضوع و قالب اشعار :آزادبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

مهلت ارسال آثار:۲۰آبان

 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در شنبه چهارم آبان 1387  |
 کسب مقام اول کشوری توسط کبری نوشادی
خانم کبری نوشادی شاعره ی جوان و فعال آدینه ادبی شهرمان

در جشنواره  ی شعر و داستان دانش آموزی پس از کسب  مقام   اول

شعر در استان ،در مرحله ی کشوری  نیز که شهریور امسال در

رامسر برگزار   گردید ،  مقام اول را  کسب  کرده اند  که کسب  این

 موفقیت و افتخار را به ایشان صمیمانه تبریک عرض کرده و برایشان آرزوی

موفقیت روزافزون می کنیم.

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در دوشنبه هشتم مهر 1387  |
 جهانگیر اژدری در جشنواره تمدار بیت

دومین جشنواره شعر «تمدار بیت» هفتم شهریور ماه 1387 در شهر اردل استان چهار محال و بختیاری برگزار شد

در این جشنواره ی کشوری جهانگیر اژدری عضو انجمن آدینه ادبی گناوه افتخاری دیگر برای شهر و استانمان آفرید.

 

جدول اسامی شاعران برگزیده جشنواره

در پایان جشنواره، مطابق رای اعلام شده هیأت داوران آثار برتر در دو بخش زیر و بالای 30 سال معرفی و مورد تقدیر قرار گرفتند، که نتایج حاصله بر حسب استانهای شرکت کننده مطابق جدول زیر می باشد:

اصفهان

از عبدالعلی خسروی، علیداد رحیمی و زیبا صالحی جونقانی تقدیر شد

ایلام 

از حیدر میرانی بیرانوند تقدیر شد

بوشهر(گناوه)

از جهانگیر اژدری تقدیر شد

 

 

چهار محال و بختیاری

سید علی عدنانی در بخش آزاد، ذبیح الله فرهمند در بخش آزاد، وحید محمدی دشتکی در بخش ازاد، غدیر عباسی در بخش موضوعی برگزیده شدند. از رضا فرامرزی تقدیر شد

خوزستان

علی اکبر مرادپور در بخش موضوعی، طاهره باقری در بخش موضوعی، هوشنگ بهداروند در بخش موضوعی، آرمان موری احمدی در بخش آزاد، عباس سلطانی در بخش آزاد، سیما منجزی در بخش آزاد، قاسم سلیمانی در بخش آزاد، وحید کیانی قلعه سردی برگزیده شدند از حسین حسن زاده رهدار، علی رضا قیصری، زینب ممبینی تقدیر شد. از جوان ترین شاعر شرکت کننده بهروز موری (11 ساله) تقدیر به عمل آمد.

فارس

از سعید چوبینه تقدیر شد.

لرستان

عابد میرزائیان چگنی در بخش موضوعی و ابراهیم خدائی در بخش آزاد برگزیده شدند.

منبع: http://www.loor.ir/News.asp?nid=375&ln=fa

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387  |
 بعد از آن بیست ها
  به دوست همیشه زنده  مان :عذرا حیدری

 شهریورها می آیند ولی هرگز آن شهریور هانمی شوند . آن شهریورهایی که شیرینی تولدت با شور و شوق و صمیمیت شاعرانه ات به «آدینه ادبی » مان می آمدو انگیزه های شاعرانه ات روز به روز بهتر و زیباتر پذیرایمان می شد. هنوز صدای آخرین شعر خواندنت در حافظه ی انجمن و شاعران شهر طنین می افکند.آن روز های گرمی و هیجان نمی دانستیم که شهریوری هم می آید که بی تو منجمد شده باشد،نمی دانستیم بیستم فروردین هشتاد و سه که همین نزدیکی ماست چه نقشه هایی برای خاطره های نیامده مان دارد. -مثل بیستم بهمن ۷۹که ازجواد خدری  شاعر تواناو رییس انجمن شعر مان در حالی که در تدارک عصر شعری برای همان روز بود ساعاتی قبل از عصر شعر محروممان کرد-

 می خواهیم  تو پرواز  نکرده باشی  و تنهایمان  نگذاشته باشی،می خواهیم شعر تازه برایمان بیاوری  می خواهیم مثل آن روزهابا هم شب شعر برگزار کنیم ،می خواهیم... اما خواست تو چیز دیگری بود.تو میخواستی دور شعر سنگ مزارت بنشینیم و برایت شعر بخوانیم ،می خواستی شب شعر های بعدی مان را برای تنهایی مان برگزار کنیم،می خواستی ...و میان حرف خدا پریدی تا بگویی....

 

(۱)

یک نفر انسان 

خودش را

با گیسوان شب 

          دار زد

 و جنازه اش را

         بی آن که بوی کفن دهد 

در تارو پود هیچ

 پیچیده

 میان چشمک ستاره ها جا داد

وبا خواهشی که گلوی آسمان را

                                 درید

 میان حرف خدا

پرید

تا بگوید: ...

 

(۲)

این بار چشم کوچه ها لبریز یک زن

منت نشین خاک شد بانوی دامن

بانوی برای لحظه ای پاییز خندید

شب برگ های خستگی می ریخت بر تن

 باد میان شاخه ها تقسیم می شد

 ابری گذشت از های و هوی مردٍ من من

 یک خوشه از دنیای فردا خط خطی شد

 این طرح ناموزون خوشه،آهٍ خرمن

بن بست شاید آخر فریاد یک زن

بن بست و یک آیینه آغاز شکستن

 فصلی دوید از شعر کوچه،باد ،بانو

یک قاب خالی و نگاه سرد بهمن

                                                            از مجموعه کمی از دیروز خالی است 

                                                             عذرا حیدری(شهریور 63-فروردین 83)

                                                                  چاپ:مهر 84

 و یک شعر چاپ نشده

زمین نازاست

و من کنج خودم

سیر می خوابم

 باد بر شانه هایم می رقصد

و کلاغ های مست

لای گیسوان بلندم

 تخم می نهند

 دست در حلقوم شب می برم

شاید

فصل چیدن آسمان باشد

چشم می گشایم

 آسمان کلاغ

 گیسوانم کلاغ

 زمین

شاید حسرت

 شاید...

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده در جمعه هشتم شهریور 1387  |
 
 
بالا